مردان بزرگ همواره در مقطعی از روزگار رد پایي از خود باقی می گذارند که این ردپا، در اثر موج ها و طوفان های بی شمار و بسیار، هیچگاه محو نخواهد شد و تا همیشه تاریخ ماندگار و باقی خواهد ماند.
تاثيري که می توان به اثر انگشت تعبیر کرد که مختص به همان فرد است و به هیچ روی تکرار شدنی نیست و کس دیگری، با هر میزان توانایی قادر به تکرار آن نخواهد بود. این تعبیر در موسیقی، به ویژه نوازندگی تعریف خاص خود و جای و جایگاه ویژه خود را دارد. چراکه در نواختن یک ساز، گذشته از توانایی های فنی و تکنیکی و آگاهی از رموز و فنون نواختن آن ساز، موضوع مهمی که نواختن یکی را از دیگری متمایز و مشخص می نماید، همانا، حس درونی نوازنده و شیرینی و ملاحت نواختن و استفاده، صحیح و بجا از تکنیک ها و فنون مربوطه است. همانگونه که فردی در یک دستگاهی و گوشه مشخصی، شعری را به آوازی می خواند و فرد دیگری همان شعر را در همان دستگاه و گوشه مشخص وقتی روایت می کند، می توان تفاوت این دو نوع آواز را حتی با گوش غیر حرفه ای هم دریافت کرد و لطف و لطافت یکی را از دیگری تشخیص داد، در نوازندگی ساز هم، همین تفاوت ها و لطافت ها را می توان استنباط نمود. این مقدمه کوتاه ذکر شد تا گوشه چشمی به ساز نوازنده و آهنگساز یگانه روزگارمان استاد محمد رضا لطفی داشته باشیم و با بررسی اجمالی آثار او آثار به یاد ماندنی و جاودان و تاثیرگذار او - به ویژه در سالهای 1353 تا 1362 دقایق و ظرایف کار او را بیشتر درک نماییم.
پر واضح است که با نگاه به کنسرت اخیر لطفی، نمی توان قدرت سحر آمیز و جادویی او را زیر سوال برد و یا توانایی او را مورد نقد و بررسی قرار داد، چراکه به طور طبیعی، گذرزمان، به ویژه دور بودن از فعالیتهای موسیقایی و عوامل متعدد ومختلف دیگر، در این امر نقش دارد و از انصاف به دور است که با این اثر، بخواهیم سابقه درخشان او را از نگاه دور بداریم، آن هم، بزرگمردی چون لطفی که به حق ، آثاری را خلق کرده است که هر کدام از آنها به تنهایی مدرک معتبری است برای معرفی او. معرفی قدرتمند و تاثیر گذار او که او را تبدیل به یک مرد بزرگ موسیقی نمود و نامش را برای همیشه بر سر زبانها انداخت و به عنوان یک استاد مسلم نامش در تاریخ پر افتخار موسیقی این کشور هنر خیز ثبت و ضبط شده است.
کافیست یک بار دیگر، به دقت تصنیف سپیده یا ترانه سپیده را نمی دانم هر اسمی که شما مایل هستید روی آن بگذارید، گوش کنید و به قدرت آهنگساز آن در تنظیم و تلفیق شعر و موسیقی و لطافت و جذابیت و تاثیرگذاری آن پی ببرید. شعر این اثر، سرودهاستاد هوشنگ ابتهاج از ویژگی های یک شعر خوب برخوردار است اما شعری نیست که خاص باشد و نمونه دیگری از آن وجود نداشته باشد. بلکه می توان ادعا کرد که شعرهای قوی تری هم با همین مضمون سروده شده است، اما آن چیزی که این اثر را جاودانه کرده است و هنوز هم پس از سالهای سال وقتی آن را می شنویم، حس غرور آمیز و حماسه انگیزی به ما دست می دهد، نباید تردید کرد که تاثیر آهنگ محکم و قدرتمندی است که لطفی بر روی این شعر استوار نموده و استاد شجریان هم به زیبایی تمام آن را روایت کرده است. به همین منوال می توانید آثار دیگر او را از جمله «ناز لیلی» «کاروان شهید»، «باز آمدم، بازآمدم» و اصولاً تمامی آثاری که با عنوان گروه شیدا منتشر شده است، مورد توجه قرار دهید.
تاسیس گروه شیدا و آثاری که توسط این گروه به جامعه ما عرضه شده است، بی گمان یک اتفاق بزرگ و تکرار نشدنی است. فراموش نباید کرد در مقطعی وقتی اثری از گروه شیدا، به بازار می آمد چنان مورد توجه اهالی موسیقی و عموم مردم قرار می گرفت که در زمان کوتاهی، آن آثار به فروش می رسید و مردم تشنه لحظه شماری می کردند تا اثر دیگری از این گروه به دستشان برسد و لحظات خود را خوش نمایند. آن هم در مقاطعی که موسیقی از آنچنان رنگ و لعاب خاصی در بین مردم، برخوردار نبود.
به حق اگر گروه شیدا و آثار منتشره از این گروه در سالهای آغازین انقلاب اسلامی وجود نداشت چه بسا که رابطه مردم ما با موسیقی منفصل شده بود. در واقع گروه شید ا و شخص محمد رضا لطفی و آثار خلق شده او پلی بود برای عبور از مرحله بحران موسیقی.
یکی از دردآورترین عوامل افول موسیقی در سالهای اخیر عدم انگیزه کارهای گروهی است. متاسفانه به دلایل مختلف گروههای موسیقی رو به زوال می روند و به خاطر منیت های ایجاد شده در هنرمندان گروه نوازی ها تبدیل می شوند به تک نوازی. قدر مسلم این اشکال به استاد لطفی بزرگ بر نمی گردد و شاید دیگرانی که تا دیروز در گروه های تحت سرپرستی لطفی بزرگ بوده اند امروز احساس بزرگی کنند و دچار خود لطفی بینی شده باشند.
در زمینه های مختلف جامعه ما کارهای گروهی کم رنگ شده است به این دلیل است که ما کشتی و وزنه برداری موفقتری تا فوتبال داریم یعنی ورزش های تک نفره از ورزش های گروهی توفیق بیشتری داشته اند.
امید که شرایط دست به دست هم بدهند تا دوباره گروه های موفقی چون شیدا و عارف شکل بگیرند و طرحی نو در موسیقی ما در اندازند. به امید سلامتی برای لطفی بزرگ و بزرگان دیگر.
بس نکته غیر حسن بباید که تا کسی مقبول طبع مردم صاحب نظر شود
* مندرج درمجله شهروند ويژه نامه محمدرضالطفي